تبليغاتX
دختر مشرقی
دختر مشرقی

مثل تو نديدم هيچ‌كجا مشرقي دختر...!

به نام خدای قرآن...

سلام! پارسال فاطمه جون (دوست خوب نتیم) یه کاری کرد که حسابی به دل من نشست. امسال خودش گرفتاره و فک نکنم بتونه دوباره این کارو بکنه.

طرح ختم دسته جمعی قرآن کریم تو دنیای مجازی!

طرح این جوریه که از اول تا آخر ماه رمضون هر کس یه جزء (یا بیشتر) از قرآن رو انتخاب می کنه و می خونه. لطفا هر کدومتون که می خواید شرکت کنید، جزء یا جزءایی رو که دوس دارید بخونید، توی صفحه ی نظرات بنویسید. منم سعی می کنم جزءای انتخاب شده رو زود به زود به پست اضافه کنم که یه جزء دو بار انتخاب نشه. ختم اول می خوام واسه دل خودتون و حاجاتتون باشه. اگه کمک کنید و بتونیم به دو تا ختم برسونیمش، تقدیمش می کنیم به آقا امام زمان (عج). می تونید هم بگید مثلا فلان جزء رو برای ختم اول و یکی دیگه رو برا ختم دوم انتخاب می کنم. لطف کنید حمایت کنید تا انشالله بتونیم یه کار خیلی خوبو با هم انجام بدیم. فقط خواهشا اگه کسی جزءی رو انتخاب می کنه، خودشو مسئول بدونه. هر جوری که شده تا آخر ماه رمضون بخونه. حالا یا خودش یا یکی از اعضای خانواده ش. ما فقط می خوایم ختم ناقص نشه.

نظرات این پست تأییدیه. توی این پست فقط شماره ی جزء مورد نظرتون رو بنویسید که بعدا من با اسم خودتون توی پست اضافه می کنم. نظرات دیگه رو تو پست پایین بدید. یعنی نظراتی که جزء رو توش ننوشته باشید، تأیید نمیشن. ولی می تونین مثلا در مورد این طرح نظر بدید. بقیه ی نظرات خواهشا در پست پایین.

خودم لطف کردم و از ختم اول جزء 29 و 30 رو انتخاب کردم! نخندید خب! سختمه! اگه از ختم دوم استقبال بشه، جزء یک رو برمی دارم. خواهشا حمایت کنید...


بعضی از دوستان بودن که جزءی رو انتخاب کرده بودن که قبلا انتخاب شده بود. تقصیری هم نداشتن. به خاطر تاییدی بودن نظرات و عدم نمایششون بود. حالا من به خودشون اطلاع میدم و اسم کسی رو که زودتر جزء رو انتخاب کرده می نویسم.

راستی! ببخشید من اسماتونو بدون پیشوند می نویسم. شرمنده...

ختم اول (برای حاجات):

جزء اول: مسعود (وبلاگ سرمایه ی عمر)

جزء 2: مسعود (وبلاگ سرمایه ی عمر)

جزء 3: زهرا (وبلاگ تک سفر)

جزء 4: ریحانه (وبلاگ کلبه نقاشی های ریحانه)

جزء 5: مسعود (وبلاگ سرمایه ی عمر)

جزء 6: مسعود (وبلاگ سرمایه ی عمر)

جزء 7: سارا (دوستم)

جزء 8: سمیرا (دوستم)

جزء 9: سارا (دوستم)

جزء 10: حمید (وبلاگ اشعار فاطمی)

جزء 11: نیوشا (وبلاگ آواره واژه ها)

جزء 12: مهدی (وبلاگ عشق صورتی)

جزء 13: زهرا نیکورفتار (فرشته آسمانی)

جزء 14: مهدی (وبلاگ عشق صورتی)

جزء 15: زهرا نیکورفتار (فرشته آسمانی)

جزء 16: سارا (وبلاگ سراب عشق)

جزء 17: سارا (وبلاگ سراب عشق)

جزء 18: سارا (وبلاگ سراب عشق)

جزء 19: فاطی (دوستم)

جزء 20: فاطی (دوستم)

جزء 21: گلبهار (دوستم)

جزء 22: سارا (وبلاگ پاتوق جوونی)

جزء 23: ابر کبود (وبلاگ اشک های مکتوب)

جزء 24: ابرکبود (وبلاگ اشک های مکتوب)

جزء 25: نفس (وبلاگ ردی از نفس)

جزء 26: امین گلاب (از وبلاگ شهر فرنگ)

جزء 27: امین گلاب (وبلاگ شهر فرنگ)

جزء 28: ابر کبود (وبلاگ اشک های مکتوب)

جزء 29: خودم

جزء 30: خودم

 

ختم دوم (تقدیم به صاحب الزمان (عج)):

جزء اول: خودم

جزء 2: زهرا (وبلاگ تک سفر)

جزء 3: مهدی (وبلاگ عشق صورتی)

جزء 4: مهسا (دوستم)

جزء 5: مهسا (دوستم)

جزء 6: نیوشا (وبلاگ آواره واژه ها)

جزء 7: مسعود (وبلاگ سرمایه ی عمر)

جزء 8: مسعود (وبلاگ سرمایه ی عمر)

جزء 9: مسعود (وبلاگ سرمایه ی عمر)

جزء 10: مسعود (وبلاگ سرمایه ی عمر)

جزء 11: زهرا نیکورفتار (فرشته آسمانی)

جزء 12: مهدی (وبلاگ عشق صورتی)

جزء 13: حسین ریحانی (وبلاگ در انتظار غروب)

جزء 14: سارا (دوستم)

جزء 15: نفس (وبلاگ ردی از نفس)

جزء 16: فاطی (دوستم)

جزء 17: فاطی (دوستم)

جزء 18: سارا (دوستم)

جزء 19: سارا (وبلاگ سراب عشق)

جزء 20: سارا (وبلاگ سراب عشق)

جزء 21: گلبهار (دوستم)

جزء 22: سمیرا (دوستم)

جزء 23: سمیرا (دوستم)

جزء 24: سمیرا (دوستم)

جزء 25: سمیرا (دوستم)

جزء 26: امین گلاب (وبلاگ شهر فرنگ)

جزء 27: امین گلاب (وبلاگ شهر فرنگ)

جزء 28: استاد هاشمی زاده

جزء 29: استاد هاشمی زاده

جزء 30: استاد هاشمی زاده


ختم سوم (تقدیم به امام حسین علیه السلام):

جزء اول: شادی (وبلاگ خط خطی های من)

جزء 2: شادی (وبلاگ خط خطی های من)

جزء 3: رضا (دوست مهدی)

جزء 4: رضا (دوست مهدی)

جزء 5: فاطمه (دوستم)

جزء 6: فاطمه (دوستم)

جزء 7: نگار (وبلاگ زیر درخت آرزو)

جزء 8: مهدی (وبلاگ عشق صورتی)

جزء 9: فاطی (دوستم)

جزء 10: فاطی (دوستم)

جزء 11: مهدی (وبلاگ عشق صورتی)

جزء 12: مسعود (وبلاگ سرمایه ی عمر)

جزء 13: مهشاد (وبلاگ عشق گمشده ی من)

جزء 14: مهشاد (وبلاگ عشق گمشده ی من)

جزء 15: مسعود (وبلاگ سرمایه ی عمر)

جزء 16: مسعود (وبلاگ سرمایه ی عمر)

جزء 17: مسعود (وبلاگ سرمایه ی عمر)

جزء 18: محیا (وبلاگ یه خونه مجازی)

جزء 19: مسعود (وبلاگ سرمایه ی عمر)

جزء 20: مسعود (وبلاگ سرمایه ی عمر)

جزء 21: مسعود (وبلاگ سرمایه ی عمر)

جزء 22: مسعود (وبلاگ سرمایه ی عمر)

جزء 23: سمیرا (دوستم)

جزء 24: سمیرا (دوستم)

جزء 25: مسعود (وبلاگ سرمایه ی عمر)

جزء 26: ملی (وبلاگ چه غریبانه شکستم)

جزء 27: ملی (وبلاگ چه غریبانه شکستم)

جزء 28: خودم

جزء 29: فرزانه (وبلاگ غروب آفتاب)

جزء 30: فرزانه (وبلاگ غروب آفتاب)



التماس دعا...

خدانگهدار...


ختم اول و دوم تکمیل شد. ممنون از همگی...

ختم سوم رو به دلیل درخواستتون می ذارم. تقدیمش می کنیم به امام حسین علیه السلام. فقط حمایت کنید که رو هوا نمونه!

ختم سوم هم تکمیل شد. خدا رو شکر...

نوشته شده در جمعه بیست و سوم مرداد 1388ساعت 11:44 توسط دختر باباش| |

به نام خدای مهدی (عج)...


شعرانه:

با همه‌ی لحن خوش‌آوائیم

در به‌در کوچه‌ی تنهایی‌ام

ای دو سه تا کوچه زما دورتر

نغمه‌ی تو از همه پرشورتر

کاش که این فاصله را کم کنی

محنت این قافله را کم کنی

کاش که همسایه‌ی ما می‌شدی

مایه‌ی آسایه‌ی ما می‌شدی

هر که به دیدار تو نائل شود

یک‌شبه حلّال مسائل شود

دوش مرا حال خوشی دست داد 

سینه‌ی ما را عطشی دست

نام تو بردم، لبم آتش گرفت

شعله به دامان سیاوش گرفت

نام تو آرامه‌ی جان من است

نامه‌ی تو خطّ امان من است

ای نگهت خواستگه آفتاب

بر من ظلمت‌زده یک شب بتاب

پرده برانداز ز چشم ترم

تا بتوانم به رخت بنگرم

ای نفست یار و مددکار ما 

کی و کجا وعده‌ی دیدار ما…

دل مستمندم ای جان به لبت نیاز دارد

به هوای دیدن تو هوس حجاز دارد

به مکّه آمدم ای عشق تا تو را بینم

تویی که نقطه‌ی عطفی به اوج آیینم

کدام گوشه‌ی مشعر، کدام کنج منا

به شوق وصل تو در انتظار بنشینم

روا مباد که بر بنده‌ات نظر نکنی

روا مباد که ارباب جز تو بگزینم

چو رو کنی به رهت، درد و رنج نشناسیم

ز لطف روی تو دست از ترنج نشناسیم

مرحوم محمدرضا آغاسی


سلااااااااااااام! خوب بیدین؟ خش بیدین؟! منم خوووووووووووووووووووووبم! حالم خوب بود این چند روز. منتها گذاشتم نیمه شعبان آپ کنم که متاسفانه یه روز عقب افتاد... شما فک کنین دیروزه!

این چند وقته خیلیاتونو نگران کردم. واقعا ببخشید. اما خب... یه چیزایی پیش اومده بود که مخ منو وادار به سوت کشیدن کرده بود! هیچ راهی هم براشون پیدا نمی کردم. یعنی از دست من کاری ساخته نبود. این جوری شد که یه ذره زد به سرم! یه روز ظهر ساعت 1 خوابیدم تا 5 بعدازظهر! بعد بیدار شدم دیدم چه جالب! کلی انرژی دارم!

به علت این مناسبت اخیر یه متن از خودم میذارم. مذهبیه ولی ربطی به امام زمان (عج) نداره.

 


«زیارت (مهشد مقدس)»

یادم نمی رود آن روزی را که برای زیارت تو و علاج دردهایم به شهرت آمدم.

آن گاه که گنبد طلایی و پرشکوهت را پس از سه سال دیدم و اشک در چشمانم حلقه زد.

آن دم که اذن دخول خواندم و عاجزانه به پایت افتادم که به من اجازه ی ورود دهی.

آن هنگام که ضریح طلایی و عاشقانت را دیدم که چه زیبا به دورت ایستاده اند و التماس می کنند.

آن وقتی که رو به روی ضریحت ایستادم و برای عزیزانم نماز خواندم.

آن گاه که دعا کردم و دعا کردم و اشک امانم را برید.

آن لحظه که عاشق کوچکی را دیدم که آرام آرام اشک می ریخت.

آن ساعتی که تو بعد از مدت ها هیاهوی ذهنی، آرام جانم شدی.

راستی! آقای من! تو چه در وجودت داری که همه ی جهانیان برای دیدن حرمت ثانیه شماری می کنند؟

تا به حال پاسخ چند مریض لاعلاج که خود را به پنجره فولادت بسته اند، داده ای؟

هر چه باشد تو از نسل پیغمبری و دیدن حرمت آرزوی هر انسانی است. باشد که بار دیگر به بارگاه مطهرت آیم و تو درمان دردهایم شوی...

 


پ.ن 1: میلاد نور مبارک...

پ.ن 2: خدایا کمک کن اشتباه نکرده باشم. خدایا! کمک کن اشتباه نکرده باشه!

پ.ن 3: من و دوستام امسال زده به سرمون! دو هفته یه بار بیرون تلپیم! امسال 5 بار سینما رفتم! یا با دوستای خودم یا با دوستای خواهرم. واسه «پسرتهرانی» حدود 30 نفر آدم جمع کرده بودم! خیلی باحال بود. سینما رو قرق کردیم. قصد داریم بازم بریم. فقط موندیم بین این همه فیلم: دلخون، کیش و مات، بی پولی، پستچی سه بار در نمی زند. اگه کسی یکی از فیلما رو دیده لطفا اطلاع بده و بگه قشنگ بوده یا نه...

پ.ن 4: تعداد کتابایی که رو میزمه و نخوندم داره افزایش پیدا می کنه! یه سریشونم از ایناس که دل آدم قیلی  ویلی (!) میره واسه خوندنشون!

پ.ن 5: خطاب به دوست: بیا برگرد تا خونه، از عادتت سیر نشده!

پ.ن 6: کاش قول نمی دادیم، یا اگه میدادیم، بهش عمل می کردیم...

پ.ن 7: زبان ترم قبلم افتضاح شد. از بس امتحان فاینالش سخت بود... میدترم این ترم هم خیلی آسون بود. ولی من گند زدم! دارم در مورد ترم بعدی فکر می کنم! تو ماه رمضونه. تو برق آفتاب و 2 ساعته! پدرم در میاد. ولی برا اینکه عقب نیفتم میرم.

پ.ن 8: خوبه ها! آدم همین طوری بشینه پا کامپیوتر تا هر وقت که دلش می خواد بازی کنه! این سیمز بدجوری اعتیاد آوره!

پ.ن 9: نصف تابستون رفته و من هیچ کاری نکردم. یعنی اون کارایی رو که باید می کردم...

پ.ن 10: دعا کنید کلاس بندیای دبیرستان تغییر نکنه (امکانش هست). من بدون 9 تاییا می میرم...

پ.ن 11: دوستان می تونید خوش حال باشید! بختک افتاده به جونم! جدی می گما. برای بار سوم! برید تو ویکی پدیا سرچ کنید: بختک یا فلج خواب. اطلاعات جالبی بهتون میده!

 

کتابانه

روی ماه خدواند را ببوس/ مصطفی مستور/ انتشارات مرکزی

توضیح: یه کتاب برای رسیدن به وجود خدا در قالب زندگی روزمره! همین! اگه نخوندید، حتما بخونید که از دستتون نره.

 

دوستون دارم. التماس دعا.

بازم عیدتون مبارک...

خدانگهدار...

 

نوشته شده در شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 12:41 توسط دختر باباش| |

با عرض معذرت. یه مدت بی خیال من شید تا من ببینم حالم میاد سر جا یا نه... (تو مسنجر هستم البته!)


تشکرات فراوان از سارای نازنینم و شکلات شورم (تنهام نذار عزیزم!)

کامنت ها رو باز می ذارم. ولی چون کامنتی جواب داده نمیشه، به خاطر خودتون میگم کامنت نذارید. البته بازم هر جور راحتید. ولی به هیچ وجه دل و دماغ کامنت جواب دادن ندارم. مرسی از محبتتون.

دوستون دارم. ببخشید...


نوشته شده در پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت 10:56 توسط دختر باباش| |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت